اتوبوسی به نام خشم

در خبرها آمده که طبق گزارش پزشکی قانونی، مصدومان مراجعه کننده به دلیل نزاع، نسبت به سال قبل، ۲/۵ درصد افزایش یافته اند. در ۶ ماه اول امسال، ۳۳۱ هزار مصدوم نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که این رقم در مدت مشابه سال گذشته، ۳۲۳ هزار نفر بوده. نکته جالب این است: ۱۰۷ هزار نفر از این ۳۳۱ هزار نفر، زن بوده اند.

در گروه های جرات ورزی می گویم که رفتار پرخاشگرانه، دو علت ممکن است داشته باشد:

کسی که منفجرشده، ممکن است زودپزی باشد که مدتهاست روی اجاق است و سوپاپ زودپز هم خراب. انباشتگی ناکامی، منجر به خشم و پرخاشگری می شود. این یک مکانیسم جبران روانی است. هرقدر هم از اخلاق و کظم غیظ ‌و مهارت های مدیریت خشم بگوییم، تا اجاق را خاموش نکنیم، انفجار محتمل است.

علت دوم اما می تواند عادت شدن پرخاشگری به عنوان رفتاری موثر باشد. وقتی در برابر شما آدمی باشد که پیام های منفعلانه به شما مخابره می کند، خودبخود شما را به سوی سلطه جویی سوق می دهد. پرخاشگری کلامی یا فیزیکی، جلوه ای از سلطه جویی است. اینگونه است که اگر من منفعل باشم، طرف مقابلم را به سوی پرخاشگری هل می دهم.

در جامعه ما زنجیره انفعال و سلطه جویی، دارد روز به روز بیشتر و بیشتر در هم می پیچد. اتوبوس جامعه ما دارد در پرتگاه هیجانات منفی سقوط می کند. آنها که خود را راننده این اتوبوس می دانند، چقدر «حال مردم» برایشان مهم است؟ چقدر توجه دارند که الگوی پرخاشگری نباشند؟ و چقدر حواس شان هست که جامعه را در جایگاه انفعال قرار ندهند؟

 

 سپاس از همراهی شما! مشتاق هستیم نظر شما را درباره این مطلب بدانیم. اگر عضو سایت نیستید اینجا ثبت نام کنید.

*پس از عضویت برای ارسال دیدگاه از منوی ورود به سایت وارد شوید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید