اعضای خصوصی من


داستان آزار جنسی یک قاری مشهور به شاگردان نوجوانش را اگر شنیده باشید در شبکه های اجتماعی، اهمیت کتابی که امروز به شما معرفی می کنم، برایتان روشن تر می شود. شاید کتاب «اعضای خصوصی من» همانی نباشد که دقیقا و صفحه به صفحه از رویش برای بچه ها بخوانید، اما دستکم به عنوان یک راهنما، بسیار مفید است.

 

درباره آن خبر غیرر رسمی تاسف بار هم سه نکته دارم:

۱- اگر کودکان ما آموزش های جنسی دیده باشند، در مواجهه با افراد بیمار، می توانند از خودشان مراقبت کنند. وقتی این خبرها را می شنویم به باعث و بانی اش بد و بیراه می گوییم و خلاص. اما اگر کمی بیشتر فکر کنیم، بخشی از مسئولیت به عهده خود ماست.

 اگر به کودکمان از همان ۳–۴ سالگی یاد بدهیم و همیشه تکرار کنیم و ملکه ذهنش کنیم که اندام های خصوصی تو اینهاست و کسی جز بابا و مامان و دکتر حق ندارد آنها را ببیند یا لمس کند و اگر کسی خواست این کار را بکند، باید به بابا و مامان بگویی، راه را تا حد زیادی می بندیم برای کسانی که با فریب بخواهند از کودک ما سوء استفاده کنند.

اما کودکی که در سیستمی بزرگ می شود که حتی آلت تناسلی اش «اسمشو نبر» است و جوری با او رفتار کرده ایم و بارش آورده ایم که حتی به آن اعضا نباید فکر هم بکند، در مواجهه با سوء استفاده کنندگان، اگر از سر کنجکاوی تن ندهد به قضا، دستکم آن قدر می ترسد که هرگز به زبان نخواهد آورد آنچه را که بر او رفته است. این مطلب را بخوانید.

 

 

۲- در جمعی چند شب قبل درباره این خبر صحبت می کردیم و وقتی گفتم احتمالا فرد آزاردهنده مبتلا به پدوفیلیاست، یکی از دوستان شاکی شد لابد می خواهی بگویی این بیمار است و بیمار هم که گناهی ندارد! توضیح دادم که این طور نیست. بیماری، رافع مسئولیت نیست و هیچ دادگاهی هم مجرمی را به خاطر بیماری تبرئه نمی کند. این درست که کسی که در وجودش این گرایش را حس می کند، مبتلاست به نوعی پارافیلیا به نام پدوفیلیا یا بچه خواهی؛

اما دلیل نمی شود که به این گرایش جامه عمل بپوشاند. مثلا اگر کسی به زنی تعرض کرد، می تواند بگوید نیاز جنسی داشتم و حق داشتم؟ هرگز یادم نمی رود اولین هوموسکچوالی که در کلینیک دانشگاه شاهد دیدم و جوانی بود مذهبی و فارغ التحصیل یکی از دبیرستان های مذهبی تهران، که با عذاب وجدانی شدید آمده بود کلینیک که چرا من گرایش به جنس مخالف در خودم نمی بینم؟ او که تازه گرایش درونی بی آزاری داشت نسبت به دیگران، مراجعه کرده بود. آیا کسی که مبتلاست به گرایش بچه خواهی، نباید برای درمان خودش اقدام کند؟

 

۳- معتقدم تا زمانی که ما درباره مشکلات جنسی رودربایستی را کنار نگذاریم، مشکلاتمان حل نمی شود. یکی از آموزش های جنسی در سنین نوجوانی، توضیح درباره همجنس گرایی و گرایش های پارافیلیک است. آیا کسی اینها را به روشنی برای ما توضیح داده؟ آیا اگر اینها برای همان فرد آزاردهنده امروز، در همان سنین نوجوانی آموزش داده می شد و او می فهمید که این یک بیماری ست و قابل درمان، آیا ممکن نبود از بروز این فاجعه جلوگیری کنیم؟

این پرسش و پاسخ ها را هم نگاه کنید:

 

 دیدگاه یا پرسش خود را در کامنت ها ارسال کنید.اگر عضو سایت نیستید اینجا ثبت نام کنید.

*برای ارسال دیدگاه عضو شوید و از منوی ورود به سایت وارد شوید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید