دوران نامزدی علیالقاعده باید روزهای سبکسنگین کردن، گفتوگو و چشم باز کردن باشد؛ اما برای خیلی از ما، درست برعکس پیش میرود. هنوز دو کلام حرف حساب نزدهایم که درگیر زرقوبرق، فامیل و تعارفات میشویم و وقتی به خودمان میآییم، میبینیم بدون اینکه ذرهای از اخلاق و قلقهای واقعی طرف سر درآورده باشیم، سر سفره عقد نشستهایم.
خیلی از جداییها و تلخیهای بعد از ازدواج، محصول بدذاتی آدمها نیست؛ محصول همین خشت اولی است که در دوران نامزدی کج گذاشته میشود. اگر میخواهیم فردا روزی پشیمان نشویم، باید بدانیم در این مسیر چه تلههایی سر راهمان پهن شده است. برای اینکه ماجرا روشن شود، بیایید سه خطای بزرگی را که چشم ما را روی واقعیت میبندد مرور کنیم:
چرا باید تعریف درستی از «نامزدی» داشته باشیم؟
کلمه «نامزدی» در فرهنگ ما قاطی شده است. بعضیها به محض اینکه یک حلقه دست دختر میکنند یا حتی بعد از خواندن خطبه عقد، میگویند دوران نامزدی! اما منظور ما در روانشناسی این نیست. نامزدی یعنی همان دوره مشخصی که دو نفر، با اطلاع خانوادهها و به قصد سنجیدن تناسب برای ازدواج، با هم رفتوآمد میکنند، اما هنوز تعهد رسمی، حقوقی و عقدی میانشان ثبت نشده است. این دوران قرار نیست دوران گل و بلبل و نمایش باشد؛ نامزدی یک دوره آزمایشی و جدی برای این است که ببینیم آیا ما دو نفر اصلاً به درد یک عمر زندگی زیر یک سقف میخوریم یا نه.
اشتباه اول: برگزاری جشن نامزدی قبل از شناخت کافی
بزرگترین خطای اول راه این است که رابطه را خیلی زود شیپور بزنیم و به گوش فلک برسانیم! وقتی هنوز نمیدانید با کی طرف هستید، جشن میگیرید، فامیل را جمع میکنید، عکسهای دونفره در اینستاگرام میگذارید و شیرینی پخش میکنید، عملاً یک طناب محکم به پای خودتان بستهاید: «فشار نگاه دیگران».
از فردای آن جشن، اگر عیب یا ناسازگاری بزرگی هم در طرف مقابل ببینید، جرأت عقبنشینی نخواهید داشت؛ چون ذهنتان مدام میگوید: «حالا جواب خاله و عمو را چه بدهم؟ آبرویمان میرود!» و همین ترس از قضاوت باعث میشود چشم روی خطرها ببندید و خودتان را به ته چاه بیندازید. تا وقتی از هم مطمئن نشدهاید، رابطه را خصوصی و جمعوجور نگه دارید.
اشتباه دوم: عاشق شدن پیش از ارزیابی منطقی
مگر میشود در نامزدی حسوحال عاشقی نداشت؟ معلوم است که نه؛ علاقه موتور حرکت رابطه است. اما مشکل از جایی شروع میشود که فرمان ماشین را کاملاً به دست هیجان خام و دلدادگی بدهید.
وقتی در همان هفتههای اول بهشدت وابسته میشوید، عقل به مرخصی میرود. طرف مقابل بددهنی میکند، با خانوادهاش بد رفتاری میکند، یا خسیس است، اما شما با یک توجیه ساده از آن میگذرید: «عیبی ندارد، دوستم دارد و عوضش میکنم!» عشق واقعی قرار نیست روی ندیدنها ساخته شود. اول باید شخصیت، ارزشها، مسئولیتپذیری و سبک زندگی او را بدون تعارف بسنجید؛ وقتی دیدید طرف آدم زندگی است، آنوقت با خیال راحت دل بدهید.
اشتباه سوم: شناخت سطحی به جای معاشرت واقعی
با چت کردنهای شبانه تا صبح، استیکر قلب فرستادن و چند ساعت در کافیشاپ نشستن، هیچکس کسی را نشناخته است! پشت گوشی همه جذاب و باشخصیتاند. شناخت واقعی زمانی اتفاق میافتد که طرف مقابل را در واقعیت زندگی ببینید: وقتی عصبانی میشود چه کار میکند؟ وقتی کارها طبق میلش پیش نمیرود چطور برخورد میکند؟ رابطه او با پول چطور است؟ به تعهدات کوچکش عمل میکند؟ با کارگر رستوران یا رفتگر محله چطور حرف میزند؟
اگر با هم سفر کوتاهی نروید، خریدی انجام ندهید و در شرایط سخت کنار هم قرار نگیرید، چیزی که از او میدانید فقط نقاب روزهای خوش است، نه واقعیتِ آدمی که قرار است سالها کنارش بخوابید و بیدار شوید.
نکتههایی که بهتر است به خاطر بسپارید:
نامزدی برای شناخت است، نه عروسبازی و راهانداختن سر و صدای فامیلی.
اجازه ندهید احساسات زودهنگام، زنگ خطرهای رفتاری طرف مقابل را برایتان ماستمالی کند.
آدمها را در عصبانیت، تنگنای مالی و موقعیتهای واقعی روزمره بشناسید، نه در متن پیامهای عاشقانه.
به هم زدن نامزدی شاید ناراحتی و تلخی داشته باشد، اما صد برابر بهتر و کمهزینهتر از طلاق بعد از ازدواج است.
مشورت با یک مشاور پیش از ازدواج، مثل گرفتن نقشه راه است تا با چشم باز وارد این جاده شوید.
پیشنهاد میکنم این مطالب را هم بخوانید:
← در دوران نامزدی رابطه جنسی داشته باشیم؟




