ذهن آدمها فقط به چیزهایی که جلوی چشمشان در دنیای واقعی اتفاق میافتد واکنش نشان نمیدهد؛ تصویرسازی، خیالبافی و ساختن سناریوهای مختلف در سر، بخش کاملاً زندهای از تجربه انسان است. فانتزیهای جنسی هم دقیقاَ همینطورند؛ پردههای سینمایی کوچکی که در خلوت ذهن روشن میشوند، بدون اینکه لزوماً کسی بخواهد یا بتواند آنها را روی زمین سفتِ واقعیت پیاده کند. برای اینکه این بخش از روانشناسی جنسی را درست بفهمیم، به جای قضاوت کردن و انگ زدن، باید یاد بگیریم که «فکر»، «میل» و «رفتار» سه دنیای کاملاً متفاوت از هم هستند.
آیا فانتزیهای جنسی در مردان و زنان تفاوت دارد؟
اگر سری به پژوهشهای دانشگاهی (مثل مطالعات دانشگاه مونترال) بزنیم، آمارها نشان میدهند که مردان بهطور میانگین فانتزیهای جنسی بیشتر و متنوعتری را نسبت به زنان گزارش کردهاند.
اما حواستان باشد! این اعداد و ارقام صرفاً میانگینهای آماری هستند و قرار نیست کلیدواژه ثابتی برای همه آدمها باشند. اینکه چه کسی چقدر راحت حرف دلش را به پژوهشگر میگوید، تفاوتهای فرهنگی چقدر جلوی زبان آدمها را میگیرد، و شرایط زندگی هر فرد چطور است، در شکل گرفتن این آمارها نقش بسیار مهمی دارد.
رایجترین فانتزیهای جنسی گزارششده در مردان چیست؟
• فانتزی خیانت (۸۳٪ از مردان)
• رابطه جنسی گروهی (۷۵٪)
• رابطه جنسی با دو زن همزمان (۸۴٪)
• تماشای رابطه جنسی دو زن (۸۲٪)
• فانتزیهای مربوط به دریافت رابطه جنسی دهانی
این موارد از جمله فانتزیهایی هستند که در متن به آنها اشاره شده است. بااینحال، از وجود یک فانتزی بهتنهایی نمیتوان درباره شخصیت، میزان تعهد یا رفتار واقعی یک فرد نتیجهگیری کرد.
فانتزیهای رایج در زنان چه ویژگیهایی دارند؟
• فانتزی رابطه جنسی در موقعیت مغلوب (۶۴٪)
• رابطه جنسی در مکان عمومی (۵۷٪)
• رابطه جنسی دهانی و تحریک متقابل با دست
در برخی گزارشها، فانتزیهای زنان با هیجان، زمینه عاطفی یا تجربه موقعیتهای غیرمعمول پیوند داده شدهاند. البته اینها الگوهای کلیاند و لزوماً درباره همه زنان صدق نمیکنند.
آیا فانتزی خیانت نشانه نارضایتی از رابطه است؟
این یکی از بزرگترین ترسهای آدمهاست: «همسرم به فانتزی خیانت فکر میکند، پس حتماً من را دوست ندارد یا زندگیمان به بنبست رسیده است!»
واقعیت این است که داشتن فانتزیِ خیانت، اصلاً و ابداً به این معنا نیست که فرد واقعاً میخواهد در دنیای واقعی به شما خیانت کند. میان بازیِ تصویر در ذهن و تصمیم قطعی برای اجرا روی زمین، فاصله از زمین تا آسمان است. خیلیوقتها این فانتزیها فقط راهی برای فرار از یکنواختی، تجربه هیجان ممنوعه یا جستجوی جنبههای جدیدی از هیجان در محیطی کاملاً امن و ذهنی است. برای سنجش تعهد یک رابطه، باید به رفتار واقعی، میزان احترام و توافقهای دوطرفه نگاه کنید، نه به ابری که اتفاقی از آسمانِ ذهن عبور کرده است.
آیا اجرای فانتزیها خطرناک است؟
اینکه یک فانتزی چقدر عجیبوغریب به نظر برسد، به خودی خود نشانه خطر یا بیماری نیست. خط کشِ اصلی برای خطرناک بودن یا نبودن یک فانتزی دو چیز است: اول، رضایت کاملاً آگاهانه، آزادانه و قلبیِ همه کسانی که درگیر ماجرا هستند؛ و دوم، نداشتن کوچکترین آسیب، زور یا رفتارهای غیرقانونی. اگر پای آزار، اجبار یا تخریب مرزهای دیگری در میان باشد، قضیه فرق میکند؛ وگرنه در یک رابطه امن زناشویی، خیلی از فانتزیها صرفاً بازیهای ذهنی بیخطری هستند.
تفاوت میان فانتزی و پارافیلیا چیست؟
نباید هر خیالِ نامتعارفی را مساوی با اختلال روانی بدانیم. «فانتزی» یعنی یک سناریوی ذهنی برانگیزاننده که هر کسی ممکن است نمونههای مختلفش را در سر داشته باشد. اصطلاح «پارافیلیا» به الگوهای خاص و متفاوتی از برانگیختگی اشاره میکند؛ اما حتی داشتن یک علاقه نامتعارف هم به تنهایی به معنای بیماری نیست. وقتی متخصصان به عنوان اختلال به آن نگاه میکنند که پای رنج شدید روانی، آسیب به دیگران، یا عدم رضایت طرف مقابل در میان باشد. پس هر فانتزی متفاوتی را به پای اختلال نگذارید.
نکتههایی که بهتر است به خاطر بسپارید:
فانتزیهای جنسی هم در زنها و هم در مردان کاملاً رایجاند، اما محتوای آنها از آدمی تا آدم دیگر زمین تا آسمان فرق میکند.
عددمحور بودن پژوهشها و میانگینها را نباید به عنوان قانون مطلق برای همه افراد جامعه در نظر گرفت.
داشتن یک فانتزی، حتی اگر خیلی غیرمعمولی یا عجیب باشد، به معنی بیماری، اختلال یا نقشه برای اجرا در دنیای واقعی نیست.
برای سنجش سلامت، آرامش و عیار یک رابطه، رفتار واقعی، کیفیت صمیمیت و احترام به مرزهای همدیگر صددرصد مهمتر از محتوای خیال است.





