خاطراتی از یک اسباببازی بهنام «توی»
در دههی ۶۰، یکی از محبوبترین جوایز مدرسهای برای ما دانشآموزان دبستان علوی، جعبههای لگویی با برند «توی» بود. من که شاگرد اول کلاس بودم، چندین جعبهی «توی» به عنوان جایزه گرفتم و دنیای کودکیام را با آنها ساختم. خانه، هواپیما، ماشین، آدم... هرچه تصورش را میکردم، با این قطعات رنگارنگ میساختم.
آن روزها نمیدانستم اینها همان لگو هستند. سالها بعد، وقتی فهمیدم این اسباببازی در واقع «لگو» نام دارد، احساس شرمندگی کردم. اما امروز که میدانم برند لگوی معروف از سال ۱۹۹۸ در دنیا مطرح شده، در مییابم که آن شرمندگی بیدلیل بوده. آن روزها واقعاً توی داشتیم، نه لگو!
انسان یعنی انس گرفتن
اولین بار در همان سالها شنیدم که واژهی «انسان» از «انس» میآید. و حالا بهتر میفهمم که مهمترین ویژگی ما آدمها، دلبستگیست. ما به همه چیز انس میگیریم: به اشیا، به روابط، به خانه، به حتی آفتابهی حمام!
و مهمتر از همه، ما به افکار و باورهایمان هم دل میبندیم. ذهن ما، نهتنها ابزار بقا، که مهمترین اسباببازی ماست. همان ذهنی که باورهای ما را شکل داده، ارزشها را تعیین کرده، و مرزهای درست و نادرست را برایمان ترسیم کرده است.
ذهن چسبناک و رنجِ دلکندن
در دل این وابستگیها، ذهن تبدیل به چسبناکترین عنصر زندگی میشود. ذهنی که نمیخواهد از هیچ چیز دل بکند: نه از باورها، نه از آداب، نه از گذشته، نه از قضاوتها. و اینجا رنج آغاز میشود.
ما در طول زندگی، به ناچار باید باورهایمان را تغییر دهیم. اما هر بار که مجبور به دلکندن از یک فکر یا باور میشویم، گویی قطعهای از خودمان را از دست میدهیم. این همان رنجِ رشد است. چون هیچ اسباببازی، تا ابد برای بازی مناسب نیست. حتی ذهن.
تمرین رهایی از دلبستگی: آماده شدن برای زندگی و مرگ
باور دارم که مرگ، برای کسانی که ذهنشان چسبندگی کمتری دارد، کمتر هولناک است. و تمرین دلکندن، تمرین پذیرش، تمرین بیتعصبی، تمرینی است نهفقط برای سبکبالتر زیستن، که برای آماده شدن برای پایان نیز.
اگر با خلاقیتمان تویها ساختیم و بعد روزی آنها را واگذاشتیم، با باورها و ذهنیاتمان نیز باید بتوانیم چنین کنیم. وگرنه چسبندگی ذهن، ما را نهفقط از اکنون، که از رشد و بلوغ دور میکند.
اسباببازیهایی که باقی نمیمانند
هیچکدام از تویهای من نماند. همه یا بخشیده شدند یا در بازیها نابود شدند. سالها بعد تلاش کردم همان لذت را برای پسرم بازآفرینی کنم، اما هیچگاه با لگوهای جدید آن رابطهی جادویی را نیافتم. اما پسرم عاشق لگوست. و من یاد گرفتم با دنیای جدید او سازگار شوم، حتی اگر دیگر چیزی از توی نمانده باشد.
نکتههایی که بهتر است به خاطر بسپارید
دلبستگی به باورها و ذهنیات، گاهی ما را از رشد بازمیدارد. همانطور که اسباببازیهای قدیمی باید روزی کنار گذاشته شوند، ذهن هم نیازمند رهاییست. تمرین دلکندن، تمرینی است برای زندگی بهتر، رنج کمتر و مرگ سبکتر. از خود بپرسیم: اگر امروز با ذهنم بازی میکنم، آیا آمادهام روزی از آن دل بکنم؟


