پرسش مخاطب:
«مدت ۲ سال است با پسری آشنا شدم. او خیلی آدم خوب و با شخصیتی است. اول فقط با هم دوست بودیم. بعد چند ماه که از او پرسیدم رابطه ما دوستی است یا ازدواج؟ گفت ما آیندهمان خواهناخواه به هم گره خورده ولی فعلاً بهخاطر شرایطش نمیتواند اقدام کند. بعد هم چیزی نگفت تا چند ماه دیگر یک مورد خواستگاری داشتم، باز به او گفتم. دوباره گفت منتظر بمان. در مدت این دو سال هر چند هفتهای یکبار همدیگر را میبینیم. بهخاطر شرایط کاری او و شرایط من زودبهزود همدیگر را نمیبینیم ولی با هم سکس داشتیم. الان نمیدانم چکار کنم؛ این رابطه واقعاً برای من سخت شده، تکلیفم را نمیدانم. منتظر او هستم که حرف بزند ولی چیزی نمیگوید. الان واقعاً به من برمیخورد باز خودم بحث را پیش بکشم. نمیدانم این رابطه را تمام کنم یا نه، چون از لحاظ عاطفی روزبهروز وابستهتر میشوم. البته ناگفته نماند او کلاً برای همه موارد زندگیش، آدم خونسرد و آهستهای هست. لطفاً راهنماییم کنید.»
پاسخ:
نامهای که نوشتهاید، بازتاب یک درد مشترک و بسیار آشنا در روزگار ماست. احساسات شما، سردرگمیتان و اینکه حس میکنید غرورتان با پیش کشیدن دوباره بحث زیر پا گذاشته میشود، کاملاً قابل درک است. ماندن در برزخی که از یک طرف دل به خاطرات و وعدههای قشنگ خوش است و از طرف دیگر بلاتکلیفی روح آدم را ذرهذره میتراشد، یکی از فرسایندهترین تجربههای عاطفی است.
اما بیایید با خودمان روراست باشیم؛ برای اینکه از این کلاف سردرگم بیرون بیایید، نشستن و منتظر معجزه ماندن دردی را دوا نمیکند. اگر بخواهیم واقعبینانه و بدون خودفریبی به ماجرا نگاه کنیم و تکلیف این رابطه را یک بار برای همیشه روشن کنیم، باید چند مسئله و سوال اساسی را که پشت این سکوتها و خونسردیها پنهان شدهاند، با هم موشکافی کنیم:
چگونه باید با مردی که وعده ازدواج داده اما عقب کشیده مواجه شوم؟
در جامعهای زندگی میکنیم که پای یک پایش در سنت گیر کرده و پای دیگرش در دنیای مدرن. در گذشته، ازدواج چارچوب مشخصی داشت و خانوادهها ناظر بر تعهدات بودند. در دنیای مدرن هم آدمها یاد میگیرند مسئولیت انتخابها و روابط خود را تماموکمال بپذیرند. گرفتاری از جایی شروع میشود که ما میان این دو جهان معلق میمانیم؛ یعنی با دلدادگی و باورهای سنتی وارد رابطه میشویم، به وعدههای کلامی مثل «آیندهمان به هم گره خورده» دل میبندیم، اما در عمل با قواعدی نامشخص و رهاشده پیش میرویم. مواجهه درست با چنین مردی، التماس کردن برای حرف زدن یا جنگیدن نیست؛ بلکه ایستادن پای حق خودتان برای داشتن شفافیت است. شما حق دارید بدانید کجای زندگی او ایستادهاید.
چرا برخی مردان بعد از ایجاد رابطه جنسی، عقب میکشند؟
واقعیت این است که انگیزه و برداشت آدمها از صمیمیت همیشه یکی نیست. در ذهن بسیاری از زنان، تجربه رابطه جنسی نوعی اوج دلبستگی و گامی قطعی به سمت پیوند همیشگی است. اما برای برخی مردان، ماجرا کاملاً متفاوت پیش میرود؛ وعده ازدواج ممکن است در ابتدا صرفاً ابزاری ناخودآگاه برای حفظ رابطه یا بیان یک علاقه زودگذر بوده باشد، نه یک برنامه واقعی.
وقتی صمیمیت جسمی برقرار میشود، برای چنین مردی یک وضعیت بیدردسر شکل میگیرد: او تمام آرامش، همراهی و لذت یک رابطه نزدیک را به دست آورده، بدون اینکه نیاز باشد زیر بار اضطرابهای خواستگاری، مسئولیتهای مالی یا تعهدات سنگین زندگی مشترک برود. در این شرایط، خونسردی و سکوت او کاملاً طبیعی است؛ چرا باید وضعیت راحتی را که در آن همهچیز دارد، با پذیرش مسئولیت برهم بزند؟
آیا من مقصرم که وارد این رابطه شدم؟
وقتی یک رابطه برای مدت طولانی در وضعیت انتظار باقی میماند، لازم است فرد از خودش بپرسد که آیا این رابطه نیازهای عاطفی او را پاسخ میدهد یا فقط امید به تغییر آینده باعث ادامه آن شده است.
گفتوگویی آرام و مستقیم درباره خواستهها و انتظارات، قدم مهمی برای روشن شدن مسیر است.
اگر بعد از رابطه جنسی، او دیگر حرفی از ازدواج نزد، باید چه کنم؟
تصمیم نهایی به شرایط شما بستگی دارد، اما مهم است بررسی کنید که این رابطه چه اثری بر آرامش، عزت نفس و سلامت روان شما گذاشته است.
گاهی ماندن در یک رابطه نامشخص، از خودِ جدایی فرسایندهتر میشود.
آیا از دست دادن بکارت یا رابطه جنسی پیش از ازدواج سرنوشت من را خراب کرده؟
این یکی از کهنهترین و غلطترین ترسهایی است که جامعه به زنان تحمیل کرده است. هیچچیز در سرنوشت شما خراب نشده است. ارزش، شرافت، اصالت و قابلیت شما برای تشکیل یک زندگی مشترک شاد و عاشقانه، به یک موضوع زیستی وابسته نیست؛ بلکه به بزرگی روح، بلوغ روانی و عزتنفس شما برمیگردد. هرگز اجازه ندهید احساس گناه یا ترس از آینده، شما را زندانی رابطهای کند که در آن احترامی نمیبینید.
چگونه جلوی تکرار این الگوی رابطه را بگیرم؟
تکرار نشدن این درد، به شناخت تلههای درونیتان برمیگردد. وقتی یاد بگیرید ارزش خودتان را منوط به تایید یا حضور هیچ مردی ندانید، خط قرمزهای محکمی میگذارید. در این مسیر، همراهی یک رواندرمانگر متخصص به شما کمک میکند تا گرههای وابستگی، ترسهای کهنه از طرد شدن و ریشههای انتخابهای ناخودآگاه خود را باز کنید و با هویتی مستقل و قدرتمند، روابط سالمی را برای زندگی آیندهتان رقم بزنید.
نکتههایی که بهتر است به خاطر بسپارید:
تعهد واقعی در رفتار و اقدام ملموس دیده میشود، نه در جملات مبهم و شاعرانه.
هیچ رابطهای نباید پیش از آنکه تکلیف مسیر و تعهداتش روشن شده باشد، وارد حریم جسمی شود.
خونسردی طرف مقابل نشانه آرامش او نیست؛ نشانه بیمسئولیتی در برابر احساسات و زمان عمر شماست.
گذشته تجربه است، نه حکم محکومیت؛ ارزش انسانی شما هیچ آسیبی ندیده است.
بیرون آمدن از یک بلاتکلیفی طولانی، حتی اگر در ابتدا دردناک باشد، بزرگترین هدیهای است که میتوانید به روح و روان خودتان بدهید.
پیشنهاد میکنم این مطالب را هم بخوانید:
← رابطه جنسی در دوران نامزدی/عقد
← در جلسات خواستگاری باید درباره رابطه جنسی صحبت کرد؟
← آیا رابطه جنسی قبل از ازدواج باعث کاهش انگیزه مردان برای ازدواج میشود؟





